مصطفى محقق داماد
12
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
عليهم السلام محروم ساختند . اهميت مسئله آنگاه روشنتر مىشود كه به ياد آوريم اقلا دو تن از پيشوايان اهل سنت كه مقارن حيات امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) مىزيستند در حلّ و عقد مسائل شرعى و استنباط احكام شديدا نيازمند به آن بزرگواران بوده و نزد آنان مستقيما يا غير مستقيم تلمّذ مىكردهاند . در مقايسه با اينهمه افراط و تفريط ، علماء و پيشوايان شيعه در طول چهارده قرن استقرار اسلام پيوسته با پيروى از يك روش معقول و منطقى و با استفادهء اصولى از منابع چهارگانه كتاب ، سنّت ، اجماع ، عقل خصوصا با تعميم سنّت به قول و فعل و تقرير معصوم و برداشت صحيح از اجماع و عقل ، در هيچ عصرى براى رفع مشكلات خود ناچار نشدند از محورهاى استخراج احكام منحرف شوند . با وجود آنكه منابع استنباط احكام در نظر اهل تسنّن و تشيّع واحد است ولى علماى گرانقدر شيعه با استفادهء صحيح از اين منابع خصوصا برخورد عقلائى ، واقعبينانه با سنت و اجماع و عقل هر روز بر شكوفائى فقه پويا و تكامليابنده خود افزودند . در دفتر دوّم از سلسله درسهاى مباحثى از اصول فقه سعى شده است نظر به اهميّت انكارناپذير منابع استنباط احكام شرعى پيرامون هريك انشاءالله بحث مستوفى صورت گيرد . بنابراين به تبعيت از تبويب تاريخى بررسى مسائل فوق ، بحث حاضر را از « كتاب » كه نخستين منبع فهم احكام شرعى است آغاز و در پى آن مسائل مربوط به ديگر منابع و نيز امارات و حجج شرعيّه يكى پس از ديگرى مطرح مىگردد .